جاي دوستان خالي، قرار وبلاگي شرح داده شده در پست ما قبل اخير! به ميمنت و مباركي و فرخندگي و خوشمزگي و با مزگي هر چه تمام تر برگزار گرديد و طبق اخبار واصله به جز يكي از دوستان كه بايد از حقاني برن تجريش و دوباره برگردن رسالت! مابقي دوستان در كمال صحت و سلامت به منزل رسيده و در حال حاضر روي مبل لم داده و مشغول تلاش براي درآودن خردههاي شام از ميان دندانهاي خود هستند (البته با كمك زبان و احياناً نخ دندان). اينجانب نيز با توجه به قول داده شده به جاي عمل مقدس فوق الذكر مشغول تايپ اسامي دوستان شركت كننده در قرار هستم.
و اما افراد شركت كننده در قرار وبلاگي. لازم به ذكر است كه طبق معمول سنوات و عرف معمول تمام جلسات ايراني قرار است اين قرارها به "كوه رفتن، تنگه واشي رفتن و تور مسافرتي يك روزه و دو روزه و حتي تور آنتاليا يا آفريقاي جنوبي" ارتقا پيدا كنه! غريبه كه نيستيم همين كه ۳ نفر از اين ۳۱ نفر رو بشه يه روز جمعه كله سحر ساعت ۱۰! جايي مثل دربند ديد خودش به معجزه شبيهه! و اما ليست افراد به ترتيب حروف الفبا:
آرزوي كال، آريشكا، اعترافات شطرنجي، پسري با كفشهاي كتاني، تزريقاتي، خودم و علي كوچولو، دختر باروني، دل مشغوليهاي آريانا، رود، زمان به عقب باز نميگردد، زيرپوش، سلينا، ص، كاغذ كاهي، ماركوپلو دم كشيده، مردي از مترو، مريم 360، نوشتههايي مانند يك كلاغ سپيد، وب گپ، يادداشتهاي يك دختر ترشيده، يك نفهم مدعي، S3m
پ.ن۱: بديهي است اين ليست افرادي است كه در جلسه بوده و وبلاگ داشتهاند. ليست ساير افراد بي وبلاگ! در اين قسمت درج نگرديده است و تقصير خودشان است كه وبلاگ ندارند و به ما دخلي ندارد و ميخواستند وبلاگ داشته باشند و مگر ما مسئول وبلاگ داشتن آنها هستيم و حتماً دليل دارد كه وبلاگ ندارند و اصلاً به ما چه و .....
پ.ن۲: دوستاني كه اسامي آنها در اين ليست آمده خواهشاً در پست اخير خود لينكي در پي نوشت گذاشته و ساير دوستان را از وجود ليست مطلع سازند.
بعدا نوشت: از آنجايي كه مترو من گرام نوشته من رو كمي تنبلانه! (شوخي بود مترو من جان!) به عنوان گزارش قرار به خورد! خوانندگان دادن وظيفه خودم دونستم كه حداقل من اينجا يه شرح ما وقعي بنويسم كه ملت دست خالي بر نگردن!
آنچه در ادامه آمده است نكات قابل توجهي است كه براي اين حقير در جمع شب قبل برجسته بودهاند.
۱- يادش به خير (يا شايد به شر) زماني كه دانشجو بوديم در يك اقدام بسي زشت دانشجوهاي ورودي سال ۸۰ را با هدف برجسته كردن سال پاييني بودنشان، هفتاد و دهي صدا ميزديم. (آخه خودمون هفتاد و هفتي بوديم). ديشب كه بحث داغ متولدين دهه ۵۰ و ۶۰ در قرار داغ بود چشممان به جمال دو دهه ۷۰ روشن گشت كه كلي سورپريز گشتيم.
۲- در جمع ديشب شخصي مورد شناسايي قرار گرفت كه حتي از من نيز زودتر با همه پسر خاله (بهتر است بگوييم دختر خاله) شد! با توجه به اينكه ايشان هر يك ربع يك بار اعلام ميكردند كه اشتباهي اومدن و با جمع حال نمي كنن و حس خاصي ندارن و دوستشون كشون كشون آوردتش اينجا و وبلاگ ندارن و وبلاگ اصلاً چيه و اه اه بو ميده وايناااا، جالب بود كه ايشون فعال تر و رساتر! از همه بودن ماشالله!
۳- براي من جالب بود كه آني دالتون رو بعد از حدود ۱۰ سال ميديدم. ياد جواني و ايام دانشجويي به خير!
۴- ديشب براي چندمين بار ثابت شد كه به دروغ شايع شده است دخترها بيشتر از پسرها شكلات ميخورند. آنچه ما ديشب ديدم حمله پسرها و دفاع دخترها از شكلاتهاي بينوا بود!
۵- محل قرار ديشب و به تبع آن دوستان حاضر در قرار بسي خاكي! بود. اميد است قرار بعدي در محلي باشد كه براي نشستن افراد و ديدن همديگر پس از نشستن! نياز به معادلات پيچيده هندسي نباشد!
۶- در زمان ثبت مشخصات وبلاگِ بلاگرهايِ عزيز وبلاگي كشف شد كه نويسنده آن آدرس وبلاگ را نميدانست! هر چند كه بايد انصاف داشت و گفت كه نويسنده همكار آدرس وبلاگ را نداشت و نويسنده اصلي به سرعت آن را اصلاح نمود.
۷- اگر قرار وبلاگي ديروز را مبنا قرار بدهيم ميتوان اينگونه ادعا نمود كه تنها بلاگر متاهل دنياي وب من هستم! جاي دوستان مجرد خالي، همه دوستان اعم از دهه ۵۰، ۶۰ و ۷۰ در قرار ديشب مجرد بودند.
۸- در قرار ديشب دوستي آمريكايي كه كمي دو رگه بودند (مادرشان ايراني بود) به نام خانم جانان حضور داشتند. براي من جالب بود كه براي اولين بار در عمرم زبان آموزي را ديدم كه صحبت به زبان خارجي برايش آسان تر از شنيدن به همان زبان بود. معمولاً تمام كساني كه زبان خارجي ياد ميگيرند ميتوانند بفهمند ولي صحبت برايشان سخت است. اگر باور نداريد چند نفر را ديدهايد كه تركي ميفهمند ولي حرف نميتونن بزنن؟ هنوز شك داريد؟ براتون راحتتره كه انگليسي رو بفهمين يا سخته كه حرف بزنين؟ ايشون ماشاللا مثل بلبل و به سرعت فارسي حرف ميزدن. خداييش كمي خانم جانان مشكوك ميزد (آيكون نيش باز).
۹- خسته شديم. موارد ديگر را بعدا مينويسيم. يه مقداري هم بمونه واسه مترو من. ميگويند ثواب دارد.