غياث آباد - مش قاسم - قزوين
يكي از تكيه كلام هايي كه بعد از خوندن كتاب دائي جان ناپلئون افتاده بود سر زبونم "بابام جان" بود. سالها بود كه من اين تكيه كلامو به كار مي بردم و بيشتر موقع نوشتن كامنت يا چت.
دوستان گوگل ريدري يا ساير فيد خوانها لطفا از اون Subscribe in a reader استفاده كنن. اونايي كه مي خوان مطلباي جديد براشون فرستاده بشه ميل خودشونو واسه من به آدرس a.9173@yahoo.com بفرستن يا ميل رو تو نظرات بذارن.
چند روزيه كه بعد گفتنش هي چپ و راست ملت ازم سوال مي كنن مگه تو قزويني هستي؟ و ما هم بايد در راستاي رفع هر گونه اتهام پد.وفيلي و ب.چه بازي از سرمون فوري مليت و شهريت!! خودمون رو اعلام كنيم. از قبل مي دونستم كه بابام جا واسه قزويني هاس. ولي چيزي رو كه نمي فهمم اينه كه چرا مش قاسمي كه خيلي سفت و سخت بچه غياث آباد قم بود اين تكيه كلامو داشت؟
نكنه ايرج پزشك زاد قزويني بوده؟ نكنه غياث آبادي هام قزويني هستن!؟ اگه كسي از خطه مش قاسم پرور غياث آباد كسي اينجا رو مي خونه ميشه ما رو از اين گمراهي دربياره؟ ما كه دستمون به مش قاسم نمي رسه.
پ.ن: به نظرتون به عنوان يه مخاطب، شنيدن بابام جان حس بدي بهتون ميده؟ بايد ترك كنمش؟
دوستان گوگل ريدري يا ساير فيد خوانها لطفا از اون Subscribe in a reader استفاده كنن. اونايي كه مي خوان مطلباي جديد براشون فرستاده بشه ميل خودشونو واسه من به آدرس a.9173@yahoo.com بفرستن يا ميل رو تو نظرات بذارن.
+ نوشته شده در جمعه ۱۴ خرداد ۱۳۸۹ ساعت توسط ماركوپلو دم كشيده
|
دوست داشتم اسم اينجا هم جالب باشه، هم تو ذهن بمونه و هم بي معني نباشه. يادم نيست چه جوري رسيدم به كلمه ماركوپلو ولي چيزي كه باعث شد ازش خوشم بياد اين بود كه همه ماركوپلو رو ميشناختن و اسمش مترادفه با سفر و تجربه هاي زياد. از اونجايي كه اكثريت وبلاگ نويسا كم سن تر از منن تا اينجاي قضيه حل بود. بحثي درش نيست كه من با تجربه تر از اون اكثريتم و ميتونم ماركوپلو شون باشم.